شاهنامه يكي از متون ارزشمند ايراني است كه داراي ظرفيت هاي گوناگوني در بررسي¬هاي ادبي است. هر چند فردوسي شناسان بزرگي در زوايا وخفاياي شخصيت و انديشه ي اين بزرگ مرد ادب فارسي قلم زده اند – سعيشان مشكور باد – يكي از اين ظرفيت ها نگاه تازه به اشعارطنز آميز شاهنامه است. به ويژه آنكه اين نگاه از ديدگان صاحب نظران امروزي و اصطلاحات كليدي زبان بدان افكنده شود. اصطلاحات و گونه¬هاي طنز در رده هاي چون موضوع، قالب، درون مايه، نوع كلام، بازتاب و ... طبقه بندي مي شوند.اين رساله بنا دارد با رويكردي جديد طنزهاي شاهنامه را مورد توجه قرار داده و نگاه و ديدگاه نويسنده را از دريچه¬ي آن مورد بازخواني قرار دهد و نيز مشخص سازد فردوسي از كدامين گونه¬هاي طنز براي ابلاغ مقاصد خويش بيشتر سود جسته است.آنچه در اين رهگذر حاصل گرديد بيانگر آن است كه حكيم طوس در فراسوي هيات حماسي و ستبر خالـقي بي¬همتا در خلق طنز موقعيت مي¬باشد طنزهايي كه در حقيقت چون تابلويي گويا و بي¬بديل به جذب مخاطبان خويش مي پردازد.در رجزهاي شاهنامه حدّ اعلاي طنز زباني را مشاهده مي نماييم. زبان فاخر فردوسي در ميدان رجز نيز عنان سخن را در اختيار گرفته و بر رخش فصاحت در ميدان بلاغت يكه تاز است.