-
شماره راهنما
20782پ
-
پديد آورنده
باقري، شهلا
-
عنوان
نمود، نفي و رابطة آنها در زبان فارسي از منظر زبان شناسي شناختي
-
عنوان به انگليسي
Aspect, Negation and Their Relation in Persian, a Cognitive Approach
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
زبان شناسي همگاني
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1394
-
تاريخ دفاع
1394/02/27
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
292ص
-
استاد راهنما
روشن، بلقيس
-
استاد مشاور
يوسفي راد، فاطمه؛ بركت، بهزاد
-
كتابنامه
275-282ص
-
واژه نامه
283-290ص
-
توصيفگر فارسي
دستور شناختي، معناشناسي شناختي، فضاهاي ذهني، نمود، نفي، زبان فارسي
-
توصيفگر لاتين
Cognitive Grammar, Cognitive Semantics, mental spaces, aspect, negation, Persian language
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تحصيلات تكميلي
-
چكيده
موضوع اين رساله بررسي نمود، نفي و رابطة آنها از منظر زبان شناسي شناختي است. اين پژوهش براساس باورها و فرضيه-هاي مطرح در يكي از بارزترين رويكردها به دستور در اين چهارچوب، يعني دستور شناختي لانگاكر، انجام گرفته است. نمود در اين دستور يك مقولة معنايي مربوط به بند زماندار است و براساس اين كه يك تغيير در جهان را بيان كند يا به يك وضعيت يكنواخت بدون تغيير اشاره كند به انواع كامل و ناكامل تقسيم مي شود. نفي در اين رويكرد يك مقولة معرفت-شناختي است كه در همپايه ساختن فضاهاي ذهني طرفين گفتگو نقش دارد. با نفي جمله اي همزمان دو فضاي ذهني برانگيخته، يكي كنار گذاشته و ديگري به كار گرفته مي شود. اين پژوهش كوشيده است دريابد در چهارچوب زبان شناسي شناختي مقوله هاي نمود و نفي در زبان فارسي چگونه تحليل مي شوند، رابطة آنها به چه صورت است و آيا مي توان براساس رابطة نمود و نفي چگونگي توزيع قيد نمودي هنوز را توضيح داد. داده هاي پژوهش برگرفته از شش كتاب داستان منتشرشده در سال هاي اخير و همچنين از متون روزنامه اي است تا طيف گسترده تري از انواع كاربرد زبان را شامل شود. نوع زبان به كار رفته در داده ها نوشتار و گفتار معيار فارسي است. اكثر داده ها به صورت جمله هستند، مگر در موارد معدودي كه، بنا به ضرورت موضوع، از قطعه هاي بزرگ تر از جمله استفاده شده است. روش انجام پژوهش توصيفي- تحليلي است. جهت انجام كار داده ها براساس موضوع مورد بحث انتخاب، دسته بندي و مورد بررسي قرار گرفتند. انتخاب نمونه هايي كه به صورت آشكارتر موضوع مطرح شده را نشان مي دهند ترجيح داده شد. بررسي داده ها حاكي از آن بود كه در زبان فارسي نيز علاوه برمعناي فعل، متمم هاي آن، و برخي قيدها در تعيين نمود نقش دارند و نمود به عنوان يك مقولة معنايي با ايجاد پس زمينه و پيش زمينه در گفتمان آن را مديريت مي كند. فرايند كامل، فرايندي كه از لحظات ناهمگون تشكيل شده و ابتدا و انتهاي آن مشخص است به تغييري در جهان اشاره دارد، و فرايند ناكامل كه در نماسازي آن ابتدا و انتها دور از نظر است و از لحظات يكسان تشكيل شده براي بيان وضعيت هاي بدون تغيير و در گفتمان براي ايجاد پس زمينه به كار مي رود. آنچه در رويكردهاي پيشين نمود دستوري قلمداد مي شد، براساس دستور شناختي، در واقع ابزاري براي ايجاد نماي ناكامل از يك فعل كامل است، يعني نمود تام و نمود استمراري بند ساده را در سطحي بالاتر سازماندهي مي كنند و به همان محتواي واژگاني از ديدگاه متفاوتي مي نگرند. بررسي داده ها نشان داد در زبان فارسي تقابل نمود كامل و ناكامل لايه اي است و نيز كاربرد ساخت داراي نمود تام در مواردي داراي خوانش گذشته اي است. همچنين بررسي داده ها نشان داد كه در زبان فارسي با نفي جمله¬اي همزمان دو فضاي ذهني برانگيخته و صحنة مركبي ايجاد مي شود كه در نفي واژگاني يا اشتقاقي چنين نيست. اثر نفي بر بند كامل و ناكامل حاكي از آن بود كه نفي با بند كامل سازگار است، اما با ايجاد مفهوم انكار يا رد معناي نمودي آن را تغييرداده و آن را به نوعي ناكامل مي كند. ناسازگاري نفي با بندي كه در آن فعل طرحواره اي داشتن به كار رفته چنين توجيه شد كه با فعل كمكي داشتن وجود رابطه به صورت آشكار رمزگذاري ميشود و بند از اين نظر نشاندار است. چنين بندي نمي تواند با صورت ديگري از نشانداري، كه در آن نفي رابطه به طور آشكار رمزگذاري شده، سازگار باشد. با توجه به سازگاري قيد نمودي هنوز با وضعيت هاي يكنواخت و با استفاده از تعامل نمود و نفي در مورد توزيع اين قيد، نگارنده به اين نتيجه رسيد كه قيد هنوز با بندهاي ناكامل(مثبت يا منفي) و با بند كاملِ منفي شده سازگار است.
-
تاريخ نمايه سازي
1394/03/30
-
شماره ركورد
26702
-
لينک به اين مدرک :