focus, percept, focus of percept,rule,Jurisprudential rules, principal rules, lexical rules, philosophical rules, logical rules, literature rules, deduction, proof, discharge of focus, revision of focus
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تهران جنوب
چكيده
در اين نوشتار نويسنده در تلاش است تا با مطالعه توصيفي – تحليلي و با رهيافت تطبيقي ضمن تعريف و بيان موجزي از قواعد فلسفي و قواعد ادبي بدون اين كه داخل در ماهيت شناسي و غور در مباحث كلي و تبين آنها گردد. ارتباط اين دسته از قواعد را در طريق استنباط مناط احكام به صورت مطلق (اعم از احكام تكليفي و وضعي در شرع مقدس اسلام، فتاواي فقهي، آراء و احكام صادره از مراجع قضائي دادگستري و آراء وحدت رويه) را بيان كرده و از پنجره و نمايي جديد به آنها نگاه نمايد و مجاري كاربردي اين گروه از قواعد را در مناط احكام و تبعا حل مسائل كثيري كه در برخورد با آنها غالبا يكي از صور ذيل متصور است، تبيين نمايد: الف) گروهي از مسائل هستند كه فقها و حقوقدانان نظر و فتواي خود ار نسبت به آنهاابراز نمودهاند بدون ذكر و تطبيق آنها با قاعده (يا قواعد) متناسبه به طوري كه ما اين دسته از مسائل را بعنوان «فقه غيراستدلالي» ميشناسيم مانند كتاب تحريرالوسيله حضرت امام خميني (ره).ب) گروهي ديگر از مسائل وجود دارند كه بواسطه عدم تشخيص و تعيين صحيح مسئلهاي خاص يا قاعده مربوطهاش محل اختلاف و نزاع در آراء و نظرات گرديده شده است.ج) و گروهي ديگر كه از فصل «دليلٌ يَنْقَدِحُ في نفس المجتهد لا يَقْتَدْرُ علي اظهاره لعدم مساعده العباره عنه» شخص محقق و مجتهد حكم را ميداند ولي دليل و مستمسك آن را نميداند و يا نيافته است.