-
شماره راهنما
19800پ
-
پديد آورنده
نتاج، محمد ابراهيم
-
عنوان
جايگاه خيال در مكاشفات صوري(با تأكيد بر ديدگاه ابن سينا، شيخ اشراق و مكتب ابن عربي)
-
عنوان به انگليسي
The Role of Imagination in the Face of the Apocalypse (with Emphasis on the Ideas of Ibn Sina, Shaykh al-Ishraq and Ibn-Arabiʼs School)
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
مدرسي معارف اسلامي
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1393
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
254ص
-
استاد راهنما
اژدر، عليرضا
-
استاد مشاور
جمشيدي راد، محمدصادق؛ علم الهدي، سيدعلي
-
كتابنامه
237-252ص
-
توصيفگر فارسي
خيال، خيال متصل، خيال منفصل، مكاشفه صوري، ادراك، ابن سينا، شيخ اشراق، ابن عربي
-
توصيفگر لاتين
Imaginal faculty , conjunctive Imagination , disconjunetive Imagination Intuitione , perception
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تحصيلات تكميلي
-
چكيده
بسياري از بحث هاي كشفي، علمي و فلسفي را مي توان با محوريت خيال تبيين كرد. كاربرد خيال در مباحث هستي شناسي و معرفت شناسي عرفان و فلسفه همواره مورد توجه اهل نظر در علوم فلسفي و شهودي بوده است تا آنجا كه مي توان ادعا كرد كه عرفان با خيال زنده است. اما در اين نوشتار ما به اين مسئله مي پردازيم كه از نظر ابن سينا، سهروردي و ابن عربي انواع خيال كدام اند؟ و چه ارتباطي ميان اين انواع وجود دارد؟ و اساسا از نگاه آنها خيال چه نقشي در مكاشفات عرفاني بويژه كشف صوري دارد؟ خيال نقش اساسي را در تحقق و تبيين بخش عظيمي از مكاشفات پيش روي عارف ايفا مي كند. ابن سينا تنها به يك قسم از خيال كه«قوه خيال» باشد اعتقاد دارد؛ اما از نگاه ابن عربي و سهروردي خيال داراي دو قسم متصل و منفصل است و ميان آن دو رابطه علي و معلولي است. مثال منفصل واسطه ميان عالم عقل و حس است و خيال متصل ابزاري براي خيال منفصل به شمار مي آيد و اين قوه خيال است كه مي تواند نفس عارف را در مكاشفه و ادراك صور خيالي كمك برساند. سهروردي خيال متصل را مانند ابن سينا مادي ولي همانند ابن عربي صور خيالي و عالم خيال را مجرد مي داند، لذا از نظر وي سنخيت ميان اين دو نوع از خيال بي معناست، اما چون در مكاشفات صوري مدرِك اصلي را قوه خيال نمي داند و وظيفه ادراك را بر عهده انوار اسفهبديه مي گذارد، پس عدم سنخيت قوه خيال و صور خيالي از يك سو و همسنخ نبودن قوه خيال و عالم خيال مطلق، اشكاليبر تحقق مكاشفات صوري وارد نمي سازد. ابن سينا عالم خيال را نمي پذيرد، بنابراين مكاشفه صوري را تنها از طريق ارتباط قوه خيال با عقل فعال تبيين مي كند. ابن عربي نيز بر اساس چينش عالم هستي و اعتقاد به حضرات خمس بين قوه خيال مجرد و عالم خيال مجرد رابطه بر قرار كرده و مشاهدات مثالي عارفان را توجيه منطقي مي كند. بر اساس ديدگاه اين سه انديشمندزماني كه عارف پا به عرصه سلوك عملي مي گذارد تا به حقيقت راه يابد، در اين سير انواع مكاشفات مانند مكاشفه معنوي و مكاشفه صوري برايش حاصل مي گردد. يكي از آن انواع، كشف صورييا كشف مخيّل است. سالك در اين حالت، صُوَري را در خواب و بيداري مشاهده مي كند كه داراي ويژگي هاي منحصر به فرد و از جنس خيال و مثال اند. اين حقايق صُوري مادي نيستند، ولي داراي اعراض جسماني مي باشند؛ يعني در ذات، مجرد ولي در اعراض جسماني اند و اين خصوصيت به عارف كمك مي كند تا معارف كلي و عقلي را از عالم عقول دريافت كند. بنابراين هم ابن سينا و هم شيخ اشراق و ابن عربي به انواع مكاشفات اعتقاد دارند و نوع خاصي از مكاشفه يعني كشف خيالي را با خيال در ارتباط مي دانند. كاربرد خيال نزد ابن سينا و ابن عربي در مكاشفات پررنگ تر از نقش خيال در نزد سهروردي است، زيرا سهروردي علي رغم شيخ الرئيس و ابن عربي، خيال را مدرِك مكشوفات خيالي نمي داند، اما هر سه آن بزرگواران بر آنند كه حقايق خيالي را مي توان با حس مشترك و حواس ظاهري مادي مشاهده كرد، بدين ترتيب در سير افاضه اين حقايق بر حس مشترك اختلاف نظر دارند. ابن سينا افاضه كننده را عقل و ابن عربي آن را قوه خيال و سهروردي آن را نور مدبره يا اسفهبدي مي داند.
-
تاريخ نمايه سازي
1393/11/28
-
شماره ركورد
25316
-
لينک به اين مدرک :