-
شماره راهنما
17338پ
-
پديد آورنده
اسمعيلي، سعيد
-
عنوان
فلسفه اخلاق لويناس در نگاه دريدا
-
عنوان به انگليسي
Moral Philosophy Of Levinas In Derrida’s View
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه اخلاق
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1392
-
تاريخ دفاع
1392/10/24
-
وضعيت پايان نامه
بسيار خوب
-
مشخصات ظاهري
225ص
-
استاد راهنما
عباسيان چالشتري، محمد علي
-
استاد مشاور
رسولي شريباني، رضا
-
كتابنامه
222-223ص
-
توصيفگر فارسي
فلسفهي اخلاق، لويناس، دريدا، ديگري، سوبژكتيويته، خشونت، متافيزيك، واسازي، استعلا، تفاوت، نور.
-
توصيفگر لاتين
Moral Philosophy, Levinas, Derrida, Other, Subjectivity. Violence. Metaphysics. Light. ontology. difference.
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تهران جنوب
-
چكيده
در اين رساله ضمن بررسي اجمالي انديشههاي امانوئل لويناس به خوانش مقالهي طولاني «خشونت و متافيزيك» نوشتهي ژاك دريدا ميپردازيم، كه نگاهي ژرفتر به استلزامات تفكر بديع لويناس درباب امر اخلاقي را ميسر ميكند. نقد دريدا بر فلسفهي اخلاق لويناس كه ناظر بر جنبههاي ناپيدا و لوازم و نتايج ناخواستهي فلسفهي اوست، گامي موثر در پيشبرد پروسهي لويناس و تنقيح آن است. لويناس در حكمي غريب اعلام ميدارد اخلاق فلسفهي اولي است و نه هستيشناسي. او همچون بسياري از فيلسوفان پس از نيچه، در پي گريز از محدوديتهاي سوژهگرايي در تفكر غربي ست. لويناس سوژهگرايي را بنيان جنگ با ديگري ميداند و در اين ميان بر هايدگر خرده ميگيرد كه هستي شناسي ابزارِ مناسبي براي غلبه بر متافيزيك غربي، كه اساسش بر سوژهمحوري و خودگرايي ست، نيست. لويناس با تكيه بر اخلاق ميكوشد تا بر اين متافيزيك كه همه چيز را در قياس با «خود» و بر اساسِ تماميتِ هويتِ «من» درك ميكند فائق آيد. دريدا به واسازي نظريات اخلاقي لويناس ميپردازد، او برآن است كه «بيرون» همان «درون» است و اساساً هيچ جايي در بيرون براي تفكر وجود ندارد، در واقع نميتوان قائل به يك «بيرون» براي سنت اروپايي شد چرا كه در نهايت هر انديشهي متعارض با آن در دام استعاره پردازيهاي آن ميافتد و به حيطهي متافيزيكِ آن درميغلتد. لويناس در پيِ رهايي از سلطه سنت يونانيِ «امرهمان» و «فرد» است، اما تفكر خود او نيز سرانجام خود را يك متافيزيك تعريف ميكند كه البته مفهومي يوناني است.مطالعهي آثار اصلي و مهم دريدا و لويناس، براي درك كليت نظري و فلسفهورزي اين دو فيلسوف. ترجمه مقالات و شرحهاي انگليسي درمورد مقالهي خشونت و متافيزيك. رجوع به متون متفكراني كه دريدا در مقالهي خود مورد مداقه قرار ميدهد، به ويژه آثار افلاطون، هايدگر و هوسرل، مطالعهي آثار نيچه، كريچلي، رورتي، بديو و غيره براي دست يافتن به فهمي بهتر از نظريات دريدا، سعي در تبيين و تحليل موضوع مورد بحث و توجه به ارتباطات و پيوستگي موضوعات مطرح شده در اين آثار. بايد پيش از اظهار نظر دربارهي متفكران غربي از جمله دريدا، و فهم كلي آنها با قرار دادنشان زير چارچوبي كلي همچون پستمدرنيست يا پساساختارگرا، آثارشان را با دقت و سختكوشي خواند. خواندن خلاقانه تنها راه براي فلسفهورزي است. ما نيز در جامعهي خود و در دانشكدههاي فلسفه به جاي انتخابهاي جهتمند بايد خواندن خلاقانه و صبورانه را اشاعه دهيم. تفكري پيش از خواندن وجود ندارد كه بخواهيم از تفكرِ خودمان يا تفكرِ آنها سخن بگوييم. مطالعهي آثار دريدا ما را با نمونهاي از اين خوانش خلاقانه آشنا ميكند كه از مرزهاي تفكرِ آگاهانه و موجود فراروي ميكند، و تفكر چيست جز همين فراروي؟
-
تاريخ نمايه سازي
1393/08/05
-
شماره ركورد
23157
-
لينک به اين مدرک :