چكيده
درخلال ساليان گذشته رشته مديريت پروژه در شركتهاي ساخت و ساز با ظهور جوامع مديريت پروژه مانند موسسه مديريت پروژه و انجمن بين المللي مديريت پروژه شروع به رشد كرد و بالغتر شد .اما با گذشت قريب به 05 سال از ظهور سيستم مديريت پروژه كماكان مشكلات در اين حوزه باقي است .نگاه صرف مديريت پروژه سنتي به معيارهاي مالي و اهداف كوتاه مدت موجب غفلت شركتها از اهداف بلند مدت سازمان و استراتژي كلي شركت شده است .كماكان مديران سعي دارند تا پروژه ها را در سه معيار زمان ,هزينه وكيفيت به اتمام برسانند .از طرف ديگر در ساليان اخير ,دنياي كسب و كار به طور فزاينده اي پيچيده ,نا مطمئن و رقابتي شده است .پروژه ها اكنون شامل موضوعات استراتژيك و ناملموس شده اند كه به آساني قابل اندازه گيري در جنبه هاي مالي نيستند .لذا برخي صاحبنظران با تعريف مفهوم مديريت استراتژيك پروژه و با در نظر گرفتن عوامل موثر مهم ديگري مانند عوامل انساني ,رهبري ,انگيزشي ,محيطي و امثالهم به بررسي علم مديريت پروژه از زواياي دست زده اند. هدف از اين تحقيق بررسي عوامل موثر بر مديريت استراتژيك پروژه در شركتهاي ساخت و ساز ,اولويت بندي اين عوامل و شناسايي مولفه هاي مهم تشكيل دهنده هر يك از آنها بوده كه با بررسي تحقيقات پيشين انجام شده در اين زمينه چهار عامل برتري عملياتي ,تمركز استراتژيك ,رهبري اثربخش و محيط مناسب را به عنوان عوامل موثر شناسايي كرده و با توزيع پرسشنامه در جامعه آماري سعي در دستيابي به اهداف خود دارد .با توجه به نتايج تجزيه و تحليل آمار توصيفي و استنباطي كه توسط آزمونهاي آماري پيرسون و فريدمن بر روي پرسشنامه ها انجام شد ,مشخص گرديد از بين عوامل ياد شده ,عامل رهبري اثربخش بالاترين اولويت را داراست .بعد از آن به ترتيب عوامل برتري عملياتي ,تمركز استراتژيك و محيط مناسب داراي اولويت مي باشند