چكيده
چكيده
مقايسه كيفيت زندگي زنان سرپرست خانوار در چهار گروه از جمله ؛زناني كه همسران خود را به علت فوت همسر از دست داده اند ، زناني كه همسران آنان بيكار يا زنداني هستند، زناني كه به هرعلتي طلاق گرفته اند وزنان عادي را مورد مقايسه قرار ميدهد
امروزه پديده خانوارهاي زن سرپرست زن به دلايل مختلف در دنيا رو به افزايش است اغلب اين خانوادهها ها داراي مشكلات فراوان هستند به گونه اي كه فزوني اين گروه از زنان به صورت يك مشكل اجتماعي مطرح مي شود (خسرو 1387)
زنان سرپرست خانوار ازهمان زماني كه به هر دليلي همسر خودرا از دست مي دهند مجبور به ايفاي نقش چندگانه ميشوند كه درتعارض با يكديگر قرار دارند گروه عمده اي اين زنان با فقر ناتواني بي قدرتي به ويژه در اداره امور اقتصادي خانواده روبه رو هستند به طوري كه عزت نفس و سلامت رواني آنان را مختل وزمينه ابتلا به افسردگي وساير اختلالات را فراهم ميسازد .مطالعات و تحقيقات نشان داده است كه در مرحله اول فقر اقتصادي كار سبب عدم رفاه و نارضايتي آين گروه از زنان ميشود.
نتايج وحيد يگانه (1392)نشان داده است كه فشار هاي مالي و اجتماعي و تعصبات رواني آن هرگونه تغيير خصوصا در زمينه بهزيستي ذهني و شادماني زنان سرپرست خانوار كه سبب توانمندي و استفاده از فرصت هاي موجود براي آنها مي شود را نيز ممكن وحذف ساخته است .اين تحقيق به صورت مقطعي ومقايسه خواهد بود كه چهار گروه زنان سرپرست زنان بد سرپرست زنان مطلقه و زنان عادي از نظر كيفيت زندگي مورد مقايسه قرار گرفت .نمونه پژوهش شامل 4گروه زنان بود كه در تحقيق مقايسهاي مورد استفاده قرار گرفت در مجموع تعداد نمونه ها براي هرگروه حداقل 25نفر بود . جامعه آماري آين تحقيق شامل 4گروه زنان عادي و زنان مطلقه و زنان بي سرپرست و بد سرپرست نمونه ها به صورت تصادفي واز كميته امداد انتخاب شد. ابزار جمع آوردي داده هاي پرسشنامه كيفيت زندگي اين پرسش نامه براي سنجش ابعاد مختلف زندگي استفاده شد ابزار پژوهش فرم كوتاه مقياس ارزيابي كيفيت زندگي به منظور سنجش كيفيت زندگي ازمقياس كوتاه ارزيابي كيفيت زندگي سازمان بهداشت جهاني استفاده شد (1998) اين مقياس چهار بعد كيفيت زندگي شامل سلامت جسماني سلامت رواني ارتباط با ديگران ومحيط زندگي را مورد ارزيابي قرار داد . در تجزيه وتحليل اماري توصيفي و بررسي فرضيه ها از ميانگين انحراف معيار وتحليل واريانس متغيرها مورد مطالعه استفاده شد . براساس تحليل آماري انجام شده تفاوت معنا داري بين گروه ها وجود دارد و فرضيه پژوهش بين كيفيت زندگي و وضعيت سرپرستي زنان خانوار رابطه وجود دارد ؟
تاييد ميشود براساس آزمون توكي بين گروه هاي عادي و گروه مطلقه در سطح معناداري كمتر از (2/00) وگروه بي سرپرست در سطح معنا داري كمتر از (1/00) وگروه بد سرپرست با سطح معناداري كمتر از (1/00) تفاوت معنا داري وجود دارد وبين گروه هاي بي سرپرست و بد سرپرست ك مطلقه تفاوت معنايي وجود ندارد