چكيده
نثر عرفاني و صوفيانه از نظر سبكي متعلق به نثر سدۀ پنجم و ششم است. به طور كلي نثر سدۀ پنجم و
نثري است كه به منبع پر آهنگ زبان فارسي نزديك است؛ نثري كه « ، گاهي نثر قرن ششم ادبيات فارسي
هنوز دچار تعقيدهاي وحشتناك لفظي نشده و بار سنگين تكلف هاي زباني را به دوش نميكشد. ميتوان با
به پست و بلند پديده عرفان رسيدگي كرد و نشان داد كه در كجاي » معيار نگاه هنري « و يا » نگاه تاريخي «
عرفان و در چه دورههايي از آن و در گفتار و رفتار چه كساني، نمط عالي تجربه ديني و نگاه جمالشناسانه
و هنري به هم آميخته و در كجاها مفهوم عرفان، مبتذل شده است و بياعتبار و زيانبخش. با اين نگاه ما به
بررسي راه ها و شيوههايي پرداختهايم كه كلام عادي عرفا و متصوفه را تا حد يك شعر متعالي ميدهد. بدين
منظور ما از انديشههاي فرماليستهاي روس بهره گرفته ايم. از نظر اينان كلام عادي از دو راه به شعر ميرسد.
هنجار افزايي و هنجار گريزي. در كلام عرفا هنجار افزايي از طريق آرايه هاي بديعي مانند سجع، جناس و
تكرار شكل ميگيرد و هنجار گريزي از طريق استعاره، حس آميزي و البته شطح و پارادوكس. بدين منظور
اين پايان نامه از سه بخش تشكيل شده است. بخش اول مقدمات، پيشينه و روش تحقيق بازنمايي شده
است. در فصل دوم مباني نظري تحقيق مانند تاريخچۀ عرفان، آشنايي با فرماليسم و انواع نثر را شرح داده
ايم. در فصل سوم در ابتدا از زبان ويژۀ عرفان بحث كردهايم. توجه به عارفان مشهور مانند عطار، هجويري
و قشيري و ... در مرتبۀ بعدي است. در آخر انواع هنجار افزايي و هنجارگريزي را به صورت مجزا بررسي
كردهايم.
كليدواژهها: زبان شعر، نثر، صوفيه، فرمالي