-
شماره راهنما
25544پ
-
پديد آورنده
بابائي توسكي،حديث
-
عنوان
تاثير پذيري و نحوه بكارگيري نظريه ي وحدت شخصي وجود در شواهد الربوبيه
-
عنوان به انگليسي
Effectiveness and the method of applying the theory of personal unity of existence in the evidence of al-Rubabiyyah
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
الهيات و معارف اسلامي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1392-1393
-
تاريخ دفاع
21403/05/21
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
101ص
-
استاد راهنما
عباسي،حسن
-
استاد مشاور
علم الهدي،علي
-
كتابنامه
97-101ص
-
توصيفگر فارسي
وحدت شخصي-وجود منبسط-خارجيت-عينيت-ظهور-مظهر
-
توصيفگر لاتين
: personal unity-expanded existence-externality-objectivity-emergence-
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور مركز تهران جنوب
-
چكيده
از آنجا كه اين نظريه عاليترين مرتبه شهودي و اوج ديدگاه عرفاني شيعه به حساب ميآيدو ارتباط آن با درك صحيح و عميق از اولين اصل اعتقادي دين يعني توحيد غير قابل انكار است ، اهميت دريافت صحيح از اين نظريه و تبيين آن سبب شد تا از ديدگاه فلسفي عرفاني ملاصدرا به آن بپردازيم . هر چند كه دستيابي و ادراك حقيقي آن جز براي اهل معرفت و اولوالالباب كه همواره ناظر به مقام عبداللهي خود هستند، حاصل نميشودو از طرفي ديگر به جهت ارتباط تنگاتنگ اين نظريه با دريافت و ادراك وحدت حقيقي و تجربه دروني همراه است لذا مستلزمتهذيب و تزكيه نفس براي تصديق جايگاه عين الربطي و عبوديت نسبت به حق تعالي در وجود ميباشد.از سوي ديگر درك عرفان شيعي جهت ارائه آن در عصر كنوني كه عرفانهاي كاذب و انحرافي باعث سردرگمي شدهاند ، لازم و ضروري ميباشد .
روش تحقيق : مطالعهكتاب شواهد الربوبيه براي رسيدن به مواردي كه از اين نظريه براي حل و يا تبيين آن مسائل استفاده شده به علاوه آثار ديگر صدرا و تعليقات بر شواهد و كتب ديگري كه حكمت متعاليه و سير وجودي ملاصدرا در آنها دنبال شده ،نيز موردبررسيقرارگرفته است .
نتيجه:با پذيرش نظريه وحدت شخصي تعين موجودات باقي خواهد بود ولي به سببيت وجود اين تحقق و تعين خواهد بود. نكته قابل توجه آنكه ، سببيت به اين معنا نيست كه ، موجودات معاليل حق تعالي باشند و واجب الوجود علت آنها باشد ، بلكه جايگاه كثرات وممكنات چيزي جز «مظهريت» نخواهد بودو نحوه بودن ِممكنات چيزي جز عين الربط نخواهد بود. در واقع ممكنات ، مظاهر آن وجود واحد و حقيقي هستند كه تنها «نمود» آن «بود» ميباشند.
رابطه موجودات و وجود مثل رابطه سايه با شاخص مي ماند.وقتي به سايه نگاه ميكنيم امر عدمي نيست بلكه چيزي هست و نامي دارد اما بدون شاخص سايه اساسا هويتي ندارد . لذا بودنِ سايه به بودنِ شاخص ، قايم است.
تعبير ملاصدرا از سريان و انبساط وجود در ماهياتبه اين معنا نيست كه ماهيات پيش از آن در خارج به عنوان ظرفي موجود باشند تا وجود در آن ظرف بريزد بلكه وجود در خود منبسط مي شود (تجلي ذات به ذات) و با همينانبساط در كل موجودات ظهور ميكند . به عنوان مثال : وجود من در عين بساطت و بي نيازي اش از بدن ، اعضا و جوارح ، درآنها ظهور پيدا ميكند ؛ يا نظير نطفه اي كه همان تك سلول است اما در خودش منبسط مي شود و در اعضا و َجوارح ظهور پيدا مي كند .
در ديدگاه وحدت شخصيه وجود، وجود داراي مراتب تشكيكي نيست بلكه در همه مراتب هستي به نحو اتمّ و اكمل حضور دارد و تفاوت ميان موجودات ناشي از تشكيك در «مراتب ظهور» است نه تشكيك در مراتب وجود. حقيقت وجود به اطوار گوناگون و درجات مختلف تجلي مي كند آنچه سبب تعين و تشخص تجليات ميشود ، نفسِ حقيقت وجود انهاست نه عوارض آنها.بنابراين ماهيت چيزي نيست كه سبب تشخص وجود شود،بلكه وجود در هر مرتبه اي كه افاضه شود زايل شدني نيست و مقوم وجود در آن رتبه است. پس اصالت با ، هويت هر موجود است كه حصه وجودي اوست هرچند اين حقيقت ممكن است در پديدار شدن و ظهور به دليل فراهم نبودن شرايط تام و كامل ظهور و بروز تام و كاملنداشته باشد. البته هر مرتبه پايين از مراتب ظهور وجود ، نسبت به مرتبه بالاترناقص ،متاخر و فقير است .لذا اين نقص و تاخر و فقر به «ظهور دادن وجود» باز ميگردد.(نه به اصل وجود)
-
تاريخ نمايه سازي
1403/08/14
-
شماره ركورد
76732
-
لينک به اين مدرک :