-
شماره راهنما
25307پ
-
پديد آورنده
بوتي، ليلا
-
عنوان
شناسايي مؤلفههاي الگوهاي تفكر كليشهاي و غيركليشهاي در معلمان و تأثير آنها بر مهارت نوشتاري زبانآموزان زبان انگليسي
-
عنوان به انگليسي
Identifying the components of stereotypical and non-stereotypical thinking patterns among teachers and their Effects on EFL Learners’ Writing Skill
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
آموزش زبان
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نورمركزتهران جنوب
-
سال تحصيل
1400-1401
-
تاريخ دفاع
1402/10/25
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
99ص
-
استاد راهنما
جعفري گوهر، منوچهر
-
كتابنامه
87-92ص
-
توصيفگر فارسي
نواع تفكر، معلمان كليشه اي، معلمان غيركليشه اي، مهارت هاي نوشتاري، دانش آموزان دوره متوسطه
-
توصيفگر لاتين
Of Thinking, Stereotypical Teachers, Non-Stereotypical Teachers, Writing Skills, Secondary School Students
-
شناسه هاي افزوده
تهران جنوب
-
چكيده
مقدمه: اين پژوهش با هدف بررسي الگوهاي تفكر معلمان در آموزش زبان، به ويژه با تمركز بر تفكر كليشه اي و غيركليشه اي انجام شده است. اين مطالعه استفاده از روشهاي مختلف تدريس، ادغام منابع آموزشي، و تاكيد بر مهارتهاي مختلف در آموزش زبان را بررسي ميكند.
هدف: هدف اين مطالعه شناسايي و تجزيه و تحليل الگوهاي تفكر معلمان زبان، اعم از كليشه اي و غيركليشه اي، به منظور دستيابي به بينشي در مورد شيوه هاي تدريس آنها است. با درك اين الگوها، هدف پژوهش ارائه توصيه هايي براي ترويج رويكردهاي آموزشي نوآورانه و مؤثر است.
روش تحقيق: تعداد 20 نفر از خبرگان به روش نمونه گيري گلوله برفي براي مصاحبه نيمه ساختاريافته انتخاب شدند. متون مصاحبه با استفاده از كدگذاري باز در نرم افزار MAXQDA براي شناسايي زيرمجموعه ها و طبقه بندي موضوعات اصلي مرتبط با تفكر كليشه اي و غيركليشه اي تجزيه و تحليل شد. بر اساس مؤلفههاي شناساييشده، پرسشنامهاي طراحي و بين زبانآموزان توزيع شد تا مهارتهاي نوشتاري آنها ارزيابي شود. حجم نمونه با استفاده از فرمول كوكران تعيين شد و تعداد شركت كنندگان 324 نفر بود. تجزيه و تحليل داده ها شامل استفاده از نرم افزار Amos 8.8، ضريب همبستگي پيرسون و تحليل عاملي براي بررسي رابطه بين عوامل شناسايي شده بود.
يافتهها: تجزيه و تحليل متون مصاحبه و پاسخهاي پرسشنامه وجود الگوهاي تفكر كليشهاي و غيركليشهاي را در بين معلمان زبان نشان داد. الگوهاي تفكر غير متعارف شامل استفاده از روش هاي تعاملي، فعاليت هاي عملي، منابع آموزشي متنوع و ادغام تمام مهارت هاي زباني بود. معلماني كه از تفكر غير متعارف استفاده مي كنند نيز بر استفاده از فناوري هاي آموزشي تاكيد داشتند. از سوي ديگر، الگوهاي تفكر كليشه اي با تمركز بيش از حد بر قواعد دستور زبان، تكرار يكنواخت محتوا، بي توجهي به نيازها و علايق دانش آموزان و تأكيد بيش از حد بر مهارت هاي كتاب درسي و خواندن مشخص مي شد.
نتيجهگيري: اين مطالعه وجود الگوهاي تفكر كليشهاي و غيركليشهاي را در بين معلمان زبان برجسته ميكند. يافتهها حاكي از آن است كه برخي از معلمان تمايل به استفاده از رويكردهاي نوآورانه، تركيب روشهاي تعاملي، فعاليتهاي عملي و منابع متنوع در تدريس خود دارند. با اين حال، هنوز نياز به پرداختن به شيوع تفكر كليشه اي وجود دارد، كه مي تواند مانع آموزش موثر زبان شود. نتايج اين تحقيق بينشهاي ارزشمندي را براي ذينفعان آموزشي به منظور ترويج تفكر غيركليشهاي و پرورش شيوههاي آموزشي نوآورانهتر و دانشآموز محور در آموزش زبان ارائه ميكند.
-
تاريخ نمايه سازي
1403/02/24
-
شماره ركورد
75157
-
لينک به اين مدرک :