چكيده
جرم و تخلف پديده اي مي باشد انكار ناشدني كه همواره همراه تمدن انساني بوده و هربار به يك شكل و حالتي پديدار ميشود گاهي هم در قالب يك شخصيت حقوقي تحقق پيدا مي كند . مسلماً شخصيت حقوقي تفاوتهاي با شخصيت حقيقي دارد كه اين تفاوتها در قواعد دادرسي بي تاثير نيست از اين رو لازم مي باشد كه قواعد دادرسي حاكم بر اشخاص حقوقي شناخته و تجزيه و تحليل شود به منظور شناخت قواعد حقوقي لازم است كه به خصايص آن مداقه و توجه كرد. مسئله اي اصلي كه در اين تحقيق مطرح مي باشد اين است كه اصول ناظر بر دادرسي كيفري اشخاص حقوقي كدامند؟ چگونه ممكن است اين شخصيت را مسئول شناخت چه نگرش كيفري را بايد نسبت به آنها اتخاذ نمود . فرضيه اصلي عبارت است از اينكه رسيدگي به جرايم شخصيتهاي حقوقي با قاعده عدم مسؤوليت كيفري آنان معارض است و در قانون گذاري گوناگون تلاش بر آن گرديده است كه با تعيين محدوده خاص مسؤوليت شخصيتهاي حقوقي را در قبال اجرا و ايفاء معارض قانون آنان مشخص نمايد.به منظور پاسخ به اين مسئله ها و اثبات فرضيه مذكور ، روش تحقيق به كار رفته در اين پايان نامه روش توصيفي تحليلي بوده و به اين نتيجه دست پيدا يافته ايم كه اصول ناظر بر دادرسي كيفري نسبت به شخصيت حقوقي متعدد بوده و نگرش ي متفاوت با شخص حقيقي داشته است و نحوه دادرسي و رسيدگي و سياست كيفري اتخاذ شده در خصوص اين شخصيت متفاوت است.