چكيده
زمينه و هدف: در سال¬هاي اخير با افزايش آمار طلاق، اين پديده به يك معضل مهم اجتماعي تيديل شده است و متأسفانه روز به روز در حال افزايش است. از هم پاشيدگيي كه به دنيال خود پيامدهاي منفي بسياري را به بالاخص براي زنان همراه داد. مطالعه حاضر با هدف اثر بخشي آموزش خود دلسوزي شناختي برنارسايي هيجاني وتاب آوري زنان در آستانه طلاق مراجعه كننده به مراكز مشاوره شهرستان فردوس انجام شد. روش تحقيق: اين پژوهش از نوع تحقيقات نيمه آزمايشي با طرح پيش آزمون – پس آزمون است. جامعه شامل زنان مراجعه كننده به مراكز مشاوره در سطح شهرستان فردوس متقاضي طلاق مي باشند كه در شش ماه اول سال 1400به اين مراكز در سطح شهرستان مراجعه كردند كه با استفاده روش نمونه گيري در دسترس تعداد30 نفر انتخاب و به طور تصادفي در دو گروه آزمايش و كنترل گمارده شدند(هر گروه 15 نفر). در اين پژوهش آزمودنيها به دو پرسشنامه نارسايي هيجاني تورنتو (2006)و پرسشنامه تاب آوري كانر و ديويدسون( 2003) پاسخ دادند. سپس¬دادهها با استفاده از آزمون تحليل كوواريانس يك متغييره و چند متغيره (MANCOVA) به وسيله نرم افزار25 spss موردتجزيه و تحليل قرار گرفتند.يافته¬ها: نتايج نشان داد كه اثر بخشي خود دلسوزي شناختي نسبت به گروه كنترل به طور معني¬داري بر نارسايي هيجاني و تاب آوري اثر بخش بوده اند. همچنين نتايج نشان داد كه اثر بخشي خود دلسوزي بر ناگويي هيجاني در مولفه¬ي دشواري در شناسايي احساسات(05/0>p , 69/14=f) دشواري در توصيف احساسات(05/0>p , 43/7=f)، تفكر عيني(05/0>p , 44/7=f) و مولفه¬هاي تصور از شايستگي فردي (05/0>p , 02/7=f)، اعتماد به غرايز فردي تحمل عاطفه منفي (05/0>p , 48/8=f) پذيرش مثبت تغيير و روابط ايمن و كنترل(05/0>p , 22/14=f) و تأثيرات معنوي(05/0>p , 75/7=f) متغيير تاب آوري در سطح p<0/05 زنان در آستانه طلاق مراجعه كننده به مراكز مشاوره معني دار است.
واژه¬هاي كليدي: آموزش خود دلسوزي، نارسايي هيجاني، تاب آوري، زنان ، طلاق