-
شماره راهنما
2537
-
پديد آورنده
اثناعشري،سيد حسين
-
عنوان
نخبگان ابزاري و فكري ايراني الگووارگي و الگوپارگي در مقوله توسعه
-
عنوان به انگليسي
Iranian instrumental and intellectual elites, role model and model breaking in the category of development
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
علوم سياسي،گرايش علوم سياسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور،مركز زرين شهر
-
سال تحصيل
97
-
تاريخ دفاع
1402/4/2
-
استاد راهنما
دليرپور،دكترپرويز
-
استاد مشاور
نصراصفهاني،دكتر محسن
-
توصيفگر فارسي
نخبگان ابزاري , نخبگان فكري, توسعه هاي سياسي , نخبگان فكري, توسعه هاي سياسي , توسعه و دموكراسي
-
توصيفگر لاتين
instrumental elites , instrumental elites, intellectual elites , instrumental elites, intellectual elites, political developments , instrumental elites, intellectual elites, political developments, development and democracy
-
چكيده
بيش از يك قرن از انقلاب مشروطه در ايران ميگذرد اما هنوز ما ايرانيان در روياي داشتن كشوري توسعه يافته به سر مي بريم دلايل اين توسعه نيافتگي در عمل نكردن به الگوهاي معتبر توسعه است. اصول و قوانيني كه همه كشورهاي توسعه يافته امروز به آنها عمل كردهاند. پرسش اصلي اين است:
دلايل اين عقبماندگي در كجاست ؟
ايرانيان با وجود داشتن منابع غني انرژي همچون نفت،گاز و غيره اما متاسفانه نيروي انساني توانمند براي مديريت فرايند توسعه در اختيار نداشتهاند.حاكمان ما از ميان مردم ايران بر آمده اند ولي آنان نيز فراتر از توانايي جامعه ايي كه از آن برآمدهاند نيستند. در فرايند توسعه، ذهنيت تعيين كننده مجموعه ساختار و توانمندي هاست. در واقع مسئله اصلي فرآيند توسعه در ايران اين بوده است كه ما نيروي توسعه خواه به اندازه كافي و لازم در اختيار نداشته ايم و حتي بخش بزرگي از سياست گذاران ما هنوز مفهوم توسعه را درك نكرده يا اگر اندكي درك از توسعه دارند نيروي اجتماعي و سياسي و حتي فكري لازم براي پيشبرد فرايند توسعه در اختيار نبوده است. چنانكه حتي برخي متفكران ما توسعه را امري غربي تلقي كرده و با همه يا پارهايي اركان آن به مخالفت برخاسته اند زيرا آن را واقعيتي جوهري تلقي نكردهاند.
عدم اجماع نخبگان فكري و ابزاري، استبداد، عدم آگاهي عوام و حذف پارادايم هاي اساسي توسعه از دلايل اين عقب ماندگي است كه در جاي خود به تفصيل بدانها خواهيم پرداخت. در يك قرن گذشته خطائي كه بسياري از دولتمردان ما حتي دلسوزترين و وطن پرست ترين آنها مرتكب شدهاند توسعه كشور بدون توجه و اهتمام به توسعه سياسي است كه اين امر در نهايت توسعه را با بن بست سياسي روبرو خواهد كرد. به نوعي توسعه هاي اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي را به شدت تحت الشعاع خود قرار ميدهد و به نوعي آنها را كم اثر و گاهي بي اثر مي كند. براي دستيابي به يك توسعه پايدار ما هيچ راه ميانبري نداريم.رسيدن به يك اجماع و توافق بين نخبگان فكري و نخبگان ابزاري ما شرط اصلي و اولين قدم در رسيدن به توسعه پايدار و ورود ما به دنياي مدرن در عصر جديد است. در غير اينصورت اين تشتت و چند پارگي ادامه پيدا خواهد كرد و ما را در تسلسلي باطل گرفتار مي كند.مطالعه اجمالي در روند توسعه در كشورهايي همچون كره جنوبي و ژاپن ميبينيم كه اين دو كشور قرنها گرفتار در استبداد و سنتهاي كهن خويش بودند اما با تغيير در نگرش ها و روش ها توانستند با ايجاد توافق بين نخبگان و هماهنگي و همسويي بين هنجارها و ارزش هاي داخلي و دموكراسي موفق به ايجاد يك توسعه پايدار شوند.ما نيز چارهاي جز اين نداريم. تعريف و محدود سازي توسعه و دموكراسي در قالب اسلامي،غربي،شرقي،بومي،اروپايي نوعي بازي با واژه هاست. توسعه و دموكراسي قواعدي انسان شمول و جهان شمول دارد و اين ماييم كه بايد خود را در اين قالب جاي دهيم نه اينكه اين قوانين و قالب ها را بنا به سليقه و منافع خودمان تغيير دهيم. اميد است كه در اين مقال در بضاعت اندكي بتوانم مطالب مفيدي ارائه دهم.
-
تاريخ نمايه سازي
1402/6/9
-
شماره ركورد
73243
-
لينک به اين مدرک :