-
شماره راهنما
24786پ
-
پديد آورنده
محمدپور، شقايق
-
عنوان
جرم شناسي رفتار فرد مبتلا به بيماري سلولهاي استخوان خوار
-
عنوان به انگليسي
Criminology of the behavior of a person suffering from bone-eating cell disease
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
جزا و جرم شناسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور مركز تهران
-
سال تحصيل
1396-1397
-
تاريخ دفاع
1401/11/10
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
640ص
-
استاد راهنما
نظيفي، عباس
-
استاد مشاور
برزگر، عبدالرزاق
-
كتابنامه
625-638ص
-
توصيفگر فارسي
بيماري حاد باكتريائي و ويروسي ، سلول هاي استخوان كاه ( خوار) ـ آستانه تحمل و بحران عصبي مغزي نخائي ـسرطان مغز استخوان ، ظرفيت جنائيـ پوكي و عوارض استخواني، ادراك و اختيار .
-
توصيفگر لاتين
acute bacterial and viral disease, straw bone cells - threshold of tolerance and spinal nerve crisis - bone marrow cancer, criminal capacity - osteoporosis and bone complications, perception and discretion
-
شناسه هاي افزوده
تهران جنوب
-
چكيده
از حدود 110 نوع سلول مختلف كه خداوند به ما ارزاني داشته ، برخي در استخوان ها ايفاي نقشداشته كه به صورت ماتريكس با تركيبي از مواد آلي و معدني بافت هاي استخواني را با تركيب شيميائي هيدروكسي لاپاتيت كلسيم تشكيل ميدهند .اما سلولهاي آنهادر اثر بيماري و عفونتقابليت تبديل شدن به سلولهاي استخوان خوار را دارند منشا آن بالغ بر هجده نوع است از جمله كاهش هورموناستروژن ( مانند مشكلات خواب ، نوسانات خلقي ، پوست خشك و ... ) .
شايان ذكر است كه مطالعه بيماريهاي مختلف در خصوص استخوانها ، غضروف ، پوست طي سه دهه اخير از مباحث بسيار مهم پزشكي بوده است. عوارض كاهندگي (استخوان خواري ) و سرطان مغز استخوان موجب ميشود كه از جمله گلبولهاي سفيد كه بايد باكتري ها و ميكرب هاي مضردر بدن را از بين ببرند دچاراعوجاج در رشد شده ، تشخيص خود را از دست داده ، علاوه بر باكتري ،سلولهاي قرمز را نيز از بين مي برند.علاوه بر آن توليد گلبول قرمز را مختل كرده نقش اين گلبول اكسيژن رساني و تغذيه سلولهاي ساير بافت هاي بدن است بعلاوه پلاكت خون را نيز از جهت توليد اختلال ايجاد كرده ، قدرت دفاع بدن را پائين مياورد . اساسا كلاژن ، پروتئين اصلي استخوان است كه با كمك هورمون استروژن ذخيره ميگردد اما با كمبود استروژن ،كاهندگي استخوان حاصل شده، باعث كاهش ماتريكس (تركيب متعارف ) استخواني شده ، در نتيجه موجب كاهش رسوب كلسيم و فسفات در استخوان گرديده ، و دردهاي استخواني و متلاشي شدن تدريجي آنها را فراهم ميكند. با تخريب كلاژن ، سرطان سلولي استخوان حاصل ميگردد . تومورهاي استخواني نيز نوعا از كاهش و تخريب يا اعوجاج پروتئين استخواني حاصل ميگردند .
در نتيجه تحقيق اين موارد حاصل گشت :بحران استخواني، به بحران دستگاه عصبي نخاعي و مغزيتبديل مي گردد.با بحران حاصله ، بيمار،آستانه تحمل پاييني پيدا مي كند و در برخورد با حوادث و وقايع،نه تنها از ادراك متعارف عصبي حسي و حركتي محروم ميگردد بلكه قدرت تمييز خود را هم از دست ميدهد. فردي كه قدرت تمييز ندارد، اراده اش هم تحت الشعاع آن قرار مي گيرد . چون پشتوانه اختيار و اراده سالم، قدرت تمييز استو مسووليت كيفري هركس در برابر فعل يا عدم فعل ارتكابي به قدرت تشخيص ، ادراك و تمييز ، اراده و اختيار او بستگي داردكه در اين راستا بيمار، فاقد آنهاست.
روش تحقيق استفاده شده ، توصيفي تحليلي بوده كه از اسناد كتابخانه اي و كتب معتبر پزشكي ، روانپزشكي ، روانشناسي ، جامعه شناسي ، جرم شناسي و حقوق جزا استفاده شده است
-
تاريخ نمايه سازي
1401/11/29
-
شماره ركورد
71124
-
لينک به اين مدرک :