چكيده
هدف از تحقيق حاضر به تحليل جامعه¬شناسي حكايتهاي هزارويكشب بر اساس «نظريه ساختگراي تكويني» لوسين گلدمن، پرداخته است. با توجه به اينكه در جامعهشناسي ادبيات به جهت مفهوم نمودن پيوندهاي متن ادبي و جامعه، به بررسي رابطه اثر ادبي و ساختارهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي مي-پردازد. ازاينروي از نظريه گلدمن استفادهشده است. اين تحقيق از نوع توصيفي-كيفي است. محقق از روش كتابخانه¬اي و مطالعه متون و منابع مرتبط با كتاب هزارويكشب، استفاده كرده است. در اين تحليل، اثر در دو مرحله دريافت و تشريح كه در مرحله دريافت بر اساس تحليل شخصيت¬ها و در مرحله تشريح بر اساس تحليل جامعه موردبررسي قرار گرفت. ازآنجاكه ساختار اجتماعي داستان منجمله جلد دوم آن نيز كاملاً منطبق بر ساختار اجتماعي جامعه آن زمان است، بسياري از مؤلفههاي اين روش بر آن قابل انطباق است.
كليد واژگان: تحليل جامعهشناسي، هزارويكشب، طسوجي، سنت، فرهنگعامه، گلدمن