-
شماره راهنما
24077پ
-
پديد آورنده
ثريا نوري
-
عنوان
نا واقع گرايي و ناشناخت گرايي احكام اخالقي در كانت
-
عنوان به انگليسي
Unrealistic and non-cognitive moral judgments in Kant
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
اخلاق گرايش فلسفه اخالق
-
محل تحصيل
مركز تهران جنوب
-
سال تحصيل
1400
-
تاريخ دفاع
1400/06/10
-
وضعيت پايان نامه
خوب
-
مشخصات ظاهري
107ص
-
استاد راهنما
زينب شكيبي
-
استاد مشاور
سيد علي علم الهدي
-
كتابنامه
100-105ص
-
توصيفگر فارسي
كانت ،عقل نظري، عقل عملي ،فنومن ،نومن، ناواقع گرايي، ناشناخت گرايي،گزاره هاي اخالقي
-
توصيفگر لاتين
Kant, Theoretical Reason, Practical Reason, Phenomenon, Nomen, Unrealism, Ignorance, Moral Propositions
-
شناسه هاي افزوده
تهران جنوب
-
چكيده
اين پژوهش در صدد است با بيان جايگاه مبحث واقع گرايي و ضد واقع گرايي در فرا اخالق ، تقرير
هاي مختلف اين نظريات را بيان نموده ، با بررسي آموزه هاي اخالقي كانت ، موضع وي را در ذيل
اين تقسيم بندي تبيين كند. مبحث واقع گرايي و ضد واقع گرايي اخالقي ارتباط وثيقي با مبحث شناخت
گرايي و ناشناخت گرايي در فرا اخالق دارد. واقع گرايي اخالقي ديدگاهي است كه معتقد به وجود
خصوصيات اخالقي در جهان پيرامون است كه اين خصوصيات از ما و انديشه ما مستقل مي باشند و
نظريات اخالقي باورهايي هستند كه صدق يا كذب آنها را مي توان براساس اموري در جهان پيرامون
تعيين كرد و پاسخ صحيح به مسائل اخالقي در گرو كشف ارزشي است كه از قبل در عالم خارج وجود
داشته است. در مقابل ضد واقع گرايي معتقد است جهان از ارزش ها اخالقي تهي است وارزش هاي
اخالقي نشان دهنده عواطف و احساسات اند. لذا معتقدند سرچشمه ارزش ها در خود انسان است و
انسان است كه اين ارزش ها را جعل و وضع مي كند .اما از ديدگاه معرفت شناختي ، شناخت گرايان
معتقدند گزاره هاي اخالقي گزاره هاي توصيفي هستند كه خبر از واقع مي دهند و براين اساس راجع
به صدق و كذب گزاره هاي اخالقي مي توان صحبت كرد. اما ناشناخت گرايان گزاره هاي اخالقي را
غيرتوصيفي دانسته و براي آنها هيچ حيثيت شناختي قائل نبوده و آنها را صدق و كذب پذير نمي داند
. در نهايت براساس اين تعاريف و تطبيق آن با نظريات اخالقي كانت مي توان نتيجه گرفت كه كانت
يك ناواقع گراي ناشناخت گراست . كانت همان گونه كه خود تصريح مي كند ، عقل را قوه واحدي مي
داند كه به جهت نوع ادراكاتش به عقل نظري و عقل عملي تقسيم مي شود .كاركرد عقل نظري،توليد علم و
معرفت بخشي به انسان و ادراك واقعيات )هست ها( است،اما عقل عملي آنچه را كه مربوط به مقام عمل باشد،
)بايدها( را ادراك مي كند و نقش آن ترجيح يا تصميم اخالقي است . در واقع كانت با تفكيكي كه بين عقل
نظري و عقل عملي قائل مي شود اين را مطرح مي كند كه در عقل نظري شناخت ما از هستي محدود به عالم
پديدار است)فنومن( و ما نمي توانيم به عالم ناپديدار)نومن(علم پيدا كنيم .و اخالق را مربوط به عالم ناپديدار
مي داند كه قابل شناخت نيست . كانت وجود ارزش ها را در جهان خارج رد مي كند و گزاره هاي اخالقي و
» بايد ها و نبايدها« ، گزاره هايي واقع گو نمي داند چراكه آنها توسط عقل وضع مي شود و به طور پيشيني
و مستقل از تجربه در آن وجود دارند و لذا نمي توان از صدق و كذب پذيري آنها سخني به ميان آورد.
-
تاريخ نمايه سازي
1400/09/07
-
شماره ركورد
63852
-
لينک به اين مدرک :