-
شماره راهنما
BF83
-
پديد آورنده
علوي ،سيد محمد زاهد
-
عنوان
بررسي موردي پذيرش و ناهمجوشي)بر اساس مدل درمان مبتني بر پذيرش و تعهد( در 5زن محروم در شيراز
-
عنوان به انگليسي
Case Study on Acceptance and Diffusion (based on Acceptance and Commitment Therapy Model) in Five Deprived Females in Shiraz
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
روانشناسي ، گرايش تربيتي
-
محل تحصيل
پيام نور مركز بوشهر
-
سال تحصيل
22خرداد 1398
-
تاريخ دفاع
1398/4/9
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
77ص
-
استاد راهنما
آقاجان بگلو ، د كتر سوسن
-
استاد مشاور
بحراني ،دكتر محمد رضا
-
كتابنامه
78-84
-
واژه نامه
درمان مبتني بر پذيرش و تعهد) ،(ACTفقر، انعطاف پذيري روان شناختي، پذيرش، اجتناب تجربه اي، ناهمجوشي
-
چكيده
هدف اين پژوهشِ كيفي، مطالعه موردي پذيرش و ناهمجوشي)بر اساس مدل درمان مبتني بر پذيرش و
تعهد( در ميان 5زن محروم در شيراز است. اين پژوهشِ مطالعه موردي از طريق برگزاري مصاحبه عميق يا
مصاحبه بدون ساختار بود. جامعه آماري، زنان بزرگسال از سن 23تا 50سال در مناطق محروم شهر شيراز
بود. زمان اجراي اين پژوهش از پاييز 97تا پايان ارديبهشت 98بود. نمونه گيري به شيوه هدفمند و پس از
كسب رضايت نمونه ها انجام شد. نمونهها از مراجعان دو سال گذشته به مراكز جامع سلامت در دو منطقه پر
تجمع محروم شيراز) سعدي و سهل آباد( و همچنين سازمان هاي مردم نهاد خيريه فعال در اين دو منطقه
محروم انتخاب شدند. مصاحبه اوليه ابتدا با 10نفر انجام شد و در سپس از ميان اين 10نفر 5نفر به عنوان
گروه مورد بررسي انتخاب شدند. مصاحبه به شيوه مصاحبه عميق هم با كمك پرسش هاي باز و هم با كمك
پرسشهاي هدايت شونده، صورت پذيرفت. تعداد جلسات مصاحبه با هر يك از موارد، بين 5تا 10جلسه و
تا زماني كه داده جديدي يافت نمي شد ادامه مي يافت. مدت زمان هر جلسه مصاحبه 75دقيقه بود. تمام
جلسه هاي مصاحبه پس از كسب رضايت مصاحبه شوندگان، ضبط گرديد. اطلاعات ضبط شده، پياده سازي
گرديد. الگو هايي از مفهوم اجتناب تجربه اي و هم چنين همجوشي روان شناختي، بر اساس منابع پژوهشي
انتخاب گريد. متون پياده شده، با اين الگو ها كد گذاري شد و به نرم افزار آماري طراحي شده توسط
پژوهشگر داده شد. يافته ها نشان داد، الگوهاي مشتركي از اجتناب و همجوشي در ميان 5زن مورد پژوهش
قرار گرفته ديده مي شود. سه الگوي »همجوشي با قواعد غير قابل تغيير«، »همجوشي با افكار منفي« و »هم
جوشي با خود پنداره منفي« بيشترين فراواني را در ميان الگو هاي همجوشي و سه الگوي »اجتناب از روبرو
شدن با موقعيت هاي سخت زندگي«، »اجتناب و تبديل فكر/ احساس به درد عصبي« و »اجتناب از فشار
عصبي« بيشترين فراواني را در ميان الگو هاي اجتناب روان شناختي داشتند. موارد مورد مطالعه در اين
پژوهش همگي براي تغيير شرايط خود به عنوان يك محروم نيازمند تغيير در الگو هاي مشتركي از آسيب
روان شناختي كه آنها وجود داشت، بودند. اين پژوهش لزوم توجه به وجوه روان شناختي مساله فقر در
مبارزه با آن را پر رنگ و آشكار مي كند و كنشگران اجتماعي در حوزه محرومان را به ايجاد تغيير در
وضعيت روان شناختي محرومان به عنوان دريچه هاي براي خروج افراد از محروميت دعوت ميكند.
-
مندرجات
فصل اول: كليات پژوهش ،فصل دوم: مباني نظري و پيشينه پژوهش ،فصل ،سوم: روش اجراي پژوهش ،فصل چهارم: تجزيه و تحليل داده ها، فصل پنجم ،بحث ونتيجه گيري
-
شماره ركورد
59615
-
لينک به اين مدرک :