چكيده
مردمان در هر عصر و تاريخي از زندگي خويش وابسته به طبيعت بودهاند و اين وابستگي و پيوند به اندازهاي عميق و ناگسستني بوده است كه بدون طبيعت و گياه زندگي ممكن نبود. نگاهي به اساطير و به ويژه اساطير هندو ايراني گوياي اين واقعيت است. آرياييها مردماني بودند كه پيوند عميق با گياه در زندگي، آنها را وادار كرد تا براي به دست آوردن زمين و كشاورزي و دامپروري مهاجرت كنند. اساطير واقعيتهايي هستند كه برخاسته و برساخته از زندگي اجتماعي آدمي است. پس اساطير مردماني كه اساس زندگي آنها گياه است نيز اساطيري از جنس گياه خواهد بود. در اين تحقيق برآنيم اساطير مربوط به ايزدان گياهي را در شاهنامۀ فردوسي كه آيينهاي از اسطوره و حماسه و تاريخ است را با روش توصيفي و تحليلي برشمرده و به معرفي ايزدمردمان گياهي كه يا خود گياه بودند و يا به وجود آورندۀ گياه، را بررسي كنيم. و آيينهاي مربوط به باروري گياهان را برشمريم. نتايج گوياي آن است كه؛ چند تن از پادشاهان و قهرمانان شاهنامه كه چهرههايي اساطيري هستند در درجۀ ايزدان قرار گرفتهاند به گونهاي كه موجب باروري و روشنايي و رونق و سرسبزي ميشوند مانند: كيومرث، جمشيد، فريدون، زاب، آرش و سياوش. اينان ايزدمردماني هستند كه موجب باروري و سرسبزي زمين ميشوند