-
شماره راهنما
۳۰۳۱پ
-
پديد آورنده
آبسري ، تيمور
-
عنوان
تصوير دنيا در نگاه مولوي و سهراب سپهري با تكيه بر سه دفتر اول مثنوي معنوي و هشت كتاب سهراب سپهري
-
عنوان به انگليسي
The image of the world in Molavi Sepehri’s point of view based on first three books of Masnavi spiritual and eight books Hasht Ketab
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
زبان و ادبيات فارسي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور خرم آباد
-
سال تحصيل
۱۳۹۶
-
تاريخ دفاع
۱۳۹۶/۶/۲۰
-
مشخصات ظاهري
۶۲ص.
-
استاد راهنما
حسني جليليان ، محمدرضا
-
كتابنامه
۵۱-۵۲
-
توصيفگر فارسي
دنيا، مولوي، سهراب سپهري
-
چكيده
مفهوم دنيا در سلسله معارف بشري همواره مورد توجه انديشمندان و محققان بوده است. در جهان بيني عرفاني مذمت دنيا غير از حيات در روي زمين است بلكه دنيا صورت هاي گوناگون به خود مي گيرد و هرگاه مانع از تعالي روحي انسان مي شود و انسان را از ماوراءطبيعه جدا مي كند مذموم مي شود. در اين پايان نامه به چند حكايت از مثنوي معنوي كه هر كدام از آنها دنيا نمادي خاص دارد پرداخته شده است. از جمله در حكايت پادشاه و كنيزك زرگر نماد دنيا است كه با مرگ او روح به رهايي مي رسد و در حكايت طوطي و بازرگان قفس نماد دنيا است و طوطي نمودار روح انسان است كه آزادگي و رهايي از قيود دنيوي راه نجات او است و در حكايت رفتن باز پادشاه به خانه پيرزن پيرزن نماد دنيا است كه باز يا همان روح تعالي جو در آن گرفتار شده است و در حكايت زنداني بسيار خوار زندان نماد دنيا است و راه رهايي از آن افلاس يا همان فقر عرفاني است. در حكايت گرفتار شدن باز در ويرانه جغدان ويرانه جغدان نماد دنيا است كه باز يا همان انسان حقيقت جو را از سير در سپهر معنا باز مي دارد و در قصه بچگان و مرغ خانگي خشكي نماد دنيا است و دريا بحر معاني و عالم ماوراء حس است و انسان ها بچگانند كه به درياي معنا تمايل دارند و در حكايت اغفال مرد شهري به وسيله روستايي، روستا نماد دنياست كه چون محيطي بسته و محدود است باعث زوال عقل انسان مي شود و در حكايتي ديگر دنيا را به علت محدوديت به گرمابه و كفش تنگ و زهدان مادر مانند كرده است.
سهراب سپهري در آغاز سلوك شعر سرايي اش متاثر از فضاي اجتماعي و سياسي روزگار خويش دنيا را همراه با ترس،تاريكي،خفقان و غم. . . مي بيند كه اين تصاوير از دنيا در چهار دفتر نخست يعني مرگ رنگ، زندگي خواب ها،آوار آفتاب و شرق اندوه به خوبي ديده مي شود ولي در ادامه به بلوغي عارفانه مي رسد و با نگاهي تازه به پيرامون مي نگرد و شور و شادي در كلامش هويداست. چهار دفتر دوم سپهري يعني صداي پاي آب،مسافر،حجم سبز و ماهيچ مانگاه، اين نگاه عفيف و زيبا را نشان مي دهد.
دستاوردهاي تحقيق نشان مي دهد هر چند دنيا از نظر مولوي زندان و چاه و قفس است اما آنجه از نظر او منفور است دل بستن و وابستگي به دنياست تا حدي كه انسان از خدا غافل شود و الا دنيا به خودي خود بد نيست و مي توان گفت مولوي مروج دنياگريزي و رهبانيت نبوده است. چنان كه خود مي گويد:
چيست دنيا؟ از خدا غافل شدن ني قماش و نقره و فرزند و زن (مولوي، 1381، بيت983)
مي توان لطافتي كه در نگاه سپهري هست را برگرفته از باورهاي عرفاني شرق دانست. او همچون حافظ همه هستي را جلوه هايي از دوست مي انگارد و هيچ كدام از مظاهر هستي از نظر او مانع سلوك نيست.
-
تاريخ نمايه سازي
۱۳۹۸/۳/۵
-
شماره ركورد
53881
-
لينک به اين مدرک :