در اين پايان نامه،صورخيال در منظومه ي حماسي-عاشقانه ي سام نامه ي خواجوي كرماني موردبررسي-قرارگرفته است. اين صورخيال عبارتند از: تشبيه، استعاره، مجاز، كنايه و اغراق. اين پژوهش، درارتباط با ميزان كاربرد هريك، ويژگي هايشان و تعادل يا تزاحم تصاوير است. ميزان كاربرد تشبيه و استعاره در اشعار حماسي سام نامه بيش تر از اغراق است. در اشعار غنايي باوجوداين كه قوي ترين ابزار تصويرسازي استعاره است، ميزان بسامد تشبيه بسيار زياد است. بنابراين خواجو از اين عناصر تصويري به درستي استفاده نكرده است و از اين جنبه تصاوير داراي تزاحم هستند. شاعر خيلي كم تصويرهاي جديدي را خلق كرده است و آوردن صورخيال تكراري پيشينيان نيز عدم تعادل تصوير را به وجودآورده است. بيش تر تصاوير، كوتاه و حسَي اند و كلمات با موضوع به جز در موارد اندكي، تناسب دارند. پس از اين نظر، تصاوير تعادل دارند.صورخيال اشعار حماسي و غنايي سام نامه، با موضوع تاحدَي همخواني دارند و از خواجو در تصويرسازي سام نامه قدرت چشمگيري را نمي بينيم.