چكيده
افسانه¬هاي پريان يكي از مهم¬ترين انواع شناخته شده¬ي قصه¬ها در ميان حجم وسيع اين نوع ادبي در جهان مي¬باشند كه ارزش قابل توجهي از منظر مطالعات روان¬شناسي و اسطوره¬پژوهي دارند. افسانه¬هاي پريان با زبان اشاره و نماد سخن گفته و بنابراين بازگوكننده¬ي محتويات ناخودآگاه بشر هستند. «كارل گوستاو يونگ» روان¬كاو بنام سوئيسي، سفر را در اسطوره¬ها و داستان¬هاي پريان سفري نمادين دانسته كه به قصد آشنايي قهرمان با روان ناخودآگاهش صورت مي¬گيرد. «مورين مورداك» نيز از روان¬كاوان يونگي است كه به تبع آراي يونگ و با در نظر گرفتن الگوي تفردي كه كمپبل براي قهرمان مرد در اسطوره¬ها و افسانه¬هاي جهان توصيف نموده يك الگوي سفر رواني دايره¬وار براي قهرمان زن به تصوير كشيده است. پژوهش حاضر گام¬هاي چرخه¬ي رواني مورد نظر مورداك را با رويدادهايي كه طي سفر براي قهرمان زن افسانه¬هاي پريان اتفاق مي¬افتد مقايسه و ميزان مطابقت را شناسايي كرده است. نتايج پژوهش نشان مي¬دهد كه الگوي تفرد مورداك در افسانه¬هاي پريان ايراني با محوريت قهرمان زن به سه شكل معنادار وجود دارد؛ در دسته¬ي اول چرخه به صورت كامل مشاهده مي¬شود، در دسته¬ي دوم بخش اول چرخه و در دسته¬ي سوم بخش دوم چرخه وجود دارد.