چكيده
موضوع پاياننامهي حاضر بررسي حقوق انسان است . سؤال اساسي پژوهش حاضر اين است كه آيا كساني كه حقوق نفس را رعايت مينمايند با كسانيكه آن را ناديده ميگيرند برابرند ؟
بررسي مسئله حق النفس از جهات مختلف حائز اهميت و ضروري است چون انسان موجودي است كه براي زندگي كردن خلقشده و خوب زيستن وي منوط است به شناخت نفس خود تا به كمال مطلق و قرب الهي نائل شود بر اساس اين ضرورت و هدف انسان بايد از نفس خود شناخت كافي داشته باشد، بنابراين هدف اين پژوهش مشخص نمودن آثار و احكام حقوق نفس انسان در برابر خود است كه جهت پي بردن به اين آثار از آيات و روايات و ديدگاه فقها و حقوقدانان استفادهشده است تا روشن شودكه: مراد از حقوق نفس چيست؟ ابعاد گوناگون حقوق انسان در برابر خويش كدماند؟ مباني فقهي و حقوقي انسان در برابر خويش كدماند؟ آثار و احكام حقوق انسان دربرابرخويش چيست؟رابطهي بين انسان بانفس آيا رابطهايي تكليفي است يا اماني يا سلطهاي؟ براي دستيابي به پاسخ سؤالات تحقيق در فصل اول بابيان مسئله، نسبت به تبيين ضرورت و هدف از طرح اين موضوع با استفاده از روش تحقيق توصيفي – كتابخانهاي به تحليل دادهها پرداختهشده و كليدواژههاي حق و نفس تعريفشده است در فصل دوم مباني نظري حق النفس بيان و ابعاد جسماني و روحاني آن تعيينشده است ، در فصل سوم هر يك از ابعاد نفس انسان درآيات و روايات موردبررسي قرارگرفته و نقش هردو بعد جسماني و روحاني نفس در رساندن انسان به كمال و قرب الهي مشخص گرديده است ، در فصل چهارم ضمن تصريح بر رابطه سلطنت بين نفس و انسان با بهره لازم از آموزههاي فقهي و حقوقي و با نقل ديدگاه فقها و حقوقدانان آثار و احكام حقوق انسان در برابر خويش ذكرشده است ، نتيجه تحقيق و پيشنهاد ادامه موضوع در فصل پنجم ارائهشده است .