-
شماره راهنما
1710پ
-
پديد آورنده
پناهي ، راحيل
-
عنوان
اثبات براهين وجود خدا از نظر توماس آكوئيناس و آيت الله جوادي آملي
-
عنوان به انگليسي
Arguments to prove the existence of God, acording to Thomas Aquinas and Ayatollah Javadi Amoli
-
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
-
رشته تحصيلي
فلسفه اسلامي
-
محل تحصيل
دانشگاه پيام نور ساري
-
سال تحصيل
1394
-
مشخصات ظاهري
148ص.
-
استاد راهنما
حاجيها ، عباس
-
استاد مشاور
عامري ، محمدرضا
-
كتابنامه
127-134
-
توصيفگر فارسي
خدا – وجود - اثبات - براهين- انسان - عقل- تجربه
-
توصيفگر لاتين
God - There - Proof - Brahyn- Man - Reason, Experience
-
چكيده
در اين پايان نامه، ديدگاه قرينه گرايان و بنيان گراياني چون توماس آكويناس و حسن زاده جوادي آملي درمورد اثبات براهين پنجگانه وجود خدا و در پي آن ديدگاه قائلين به اين برهان كه وجود خدا چيزي عيني وعلني است و در متون مقدس ديني وفيلسوفان مسلمان وغيرمسلمان و يوناني ها و مسيحيان، همواره اين بحث خدا موجوداست و در پي اثبات آن بوده اند، اما به علت فقدان قرينه كافي به نفع آن نامعقول وغيرقابل اثبات است، مابه هنگام سخن گفتن ازخداوند به بيان اوصاف وصفات اومي پردازيم.بنابراين براي تحليل اين مسئله، كه يكي ازمهم ترين واساسي ترين مسئله هايي است كه فكر بشري از ابتدا تا الان به آن پرداخته است وهمواره جز دغدغه هاي فكري او بوده وهنوزهم جواب قاطع وقانع كننده اي، ان طور كه بايد وشايدبه آن بدهند،نتوانسته اند بيابند، چرا كه چگونه مي توان از طريق زبان محدودبشري درباره ي موجود نامحدود و متعالي سخن گفت؟
ادله هاي زيادي در طول تاريخ فرهنگ بشري توسط الهي دانان، عرفا و فلاسفه براي اثبات وجود خدا ارائه شده ،طبعاً مخالفان آن ها به نقد آن ادله پرداخته اند.يكي ازبحث هايي كه درمورد خدا وجود دارد، اعتقاد به وجودخدا است، اعتقاد به اينكه خدا يا خداياني وجود دارد.
برخي هم معتقدند: وجود خدا نياز به اثبات ندارد، زيرا هرانساني درهرمكان و در هر برهه اي از زمان، با هر نوع فرهنگ و آداب و رسومي، خواه آگاهانه، خواه ناآگاهانه معتقدبه وجود خداست. اينان بر اين باورند كه اعتقاد به وجود خدا، امري فطري وذاتي است.
گروهي مي گويند: وجود خدا بي نياز از دليل است، اما نه به اين خاطر كه همه ي انسان ها به وجود خدا معتقد هستند، بلكه به اين دليل كه وجود خدا براي گروهي ازانسان ها اصل موضوع است، پس گروهي از انسان ها مراد است ونه همه ي آن ها گروهي از انسان ها اصل زندگيشان براين مبناست كه خدا وجود دارد، برخي نيزمعتقدند كه بايد براي اثبات وجود خدا دليل اقامه شود كه اين گروه خود به دو دسته تقسيم مي شوند:
1.گروهي كه مي گويند:مابايددلايل تجربي بياوريم
2.گروهي كه مي گويند:مابايددلايل عقلي وفلسفي بياوريم
آنهايي كه به دلايل تجربي معتقدند، عارفان اند كه مي گويند: دلايل كسي را درقبال وجود خدا مي پذيريم، كه وجود خدا را تجربه كرده باشد و شكي نيست كه مرادشان از تجربه، تجربه باطني است، برخي نيز معتقدند: تجربه از راه ادراك حسي در باب وجود خدا نيز امكان پذيراست، ما حتي مي توانيم خدا را perceive كنيم كه به آن "دليل تجربي" نيزمي گويند، اما اين تجربه متفاوت است از تجربه هايي كه كلود برنارد، جراح فرانسوي معروف كه مي گفت: من تا خدا را زير تيغ جراحي نيابم، به وجودش قائل نخواهم شد، درواقع مراد از تجربه مد نظر اين گروه"تجربه ي دروني"است.
گروه دوم خودبه دودسته تقسيم مي شدند، دسته ي اول بر اين باورند كه ما بدون اين كه از عالم ذهن خويش بيرون برويم، مي توانيم خدا را اثبات كنيم از طريق خم شدن به درون ذهن خودمان. دسته دوم معتقدند: ما تاچشم باز نكنيم و به جهان بيرون نگاه نكنيم، نمي توانيم وجود خدا را اثبات كنيم. هدف از انجام اين مطالعه، مقايسه و تحليل براهين اثبات وجود خدا، از منظر دو تن از بزرگان فلسفه اسلامي و مسيحيت;آيت اله جوادي آملي وتوماس آكويناس است.
-
تاريخ نمايه سازي
1396/8/8
-
شماره ركورد
43374
-
لينک به اين مدرک :