چكيده
بدون اميد به خداوند و محبت اطرافيان،انسان موجودي رها شده و در اين دنياي بزرگ بي پناه و پشتيبان است.در ادمي نيروهاي غريزي زيادي موجود استكه به كار بردن هر يك از اين نيروهغادر جاي خود بسيار موثر و نيكوست.
اعتياد مگر چه مي تواند باشد؟ مگر نه اين است كه هر نوع وابستكپگيدارويي يا رواني به به مواد مخدر را اعتياد مي گويند. پس مي توان اين وابستگي را از درون انسان بيرون كشيدو عوامل ديگري را جايگزين ان نمود. شخصيت انسان كه با پايان بلوغ شكل مي گيردخواه انسان در اين مرحله بيمار باشد و خواه سالم، ساختار بنيادي شخصيتي اش بهد از بلوغ تغيير چنداني ديگر نم يكند. پس برنامه ريزي ها را بايد در محدوده اين سنين متمركز نمود و پايا هاي زندگي سالم را بنا نمود.ا افراد ارادهشان در مسير پر پيچ و خم زندگي سست نگردد و به بي راهه كشانده نشوند.
كوچه پس كوچه ها،خيابانها،و هر رهگذري را براي عبور از ان بايد فكري انديشيد و دقت نمود.
با افرادي معاشرت نمود كه الگوي مناسبي بوده و بتوانند سرمشق زندگي ديگران باشند و به سوي خوشبختي و سعادت خودشان و جامعه قدم بردارند. پس بيايييد ريشه ها را بيابيم و به قطع انها بپردازيم و به خود سازي خود مشغول شده و در اين راه از سختي ها و ملالتها نهراسيم...