-
شماره راهنما
22166پ
-
پديد آورنده
شكيبي، زينب
-
عنوان
بررسي و نقد ماهيت زبان ديني از ديدگاه فيليپس
-
عنوان به انگليسي
The Study and Critique of Religious Language Nature from Phillips’ View
-
مقطع تحصيلي
دكتري تخصّصي
-
رشته تحصيلي
كلام، گرايش فلسفه دين
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1394
-
تاريخ دفاع
1394/11/12
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
255ص
-
استاد راهنما
مهدوينژاد، محمدحسين
-
استاد مشاور
عليزماني، اميرعباس؛ صادقي، افلاطون
-
كتابنامه
245-251ص
-
واژه نامه
ص. 19
-
توصيفگر فارسي
ناواقعگرايي، بازيهاي زباني، نحوهي زندگي، باور ديني، گرامر خدا، گرامر نفس، گرامر دعا، ناشناختارگرايي، پوزيتيويسم زباني، ماهيت باورديني، ماهيت زبان ديني
-
توصيفگر لاتين
Fideism, Grammer of God, Non realism, language Games, Grammer of soul, Grammer of praying, uncognivity, Language of positivism, Religious belief, Form of life, Phillips, Wittgenstein.
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/مركز تحصيلات تكميلي
-
چكيده
يكي از مباحث پردامنهي فلسفهي دين كه در قرن بيستم تحت تأثير آراء ويتگنشتاين پرورش يافته است، ناواقعگرايي ديني است. فيليپس به عنوان يكي از اصليترين ايمانگرايان ويتگنشتايني، با پذيرش مباني فلسفي ويتگنشتاين سعي در بيان ايمانگرايي خويش دارد. وي در بيان ايمانگرايي خود به عنوان يك ناواقعگراي افراطي، به نوعي ناشناختارگرايي در باب گزارههاي ديني را ميپذيرد.فيليپس با گرايشات پوزيتيويستي، با پذيرش متنگرايي، ايدهي بازهاي زباني و نحوهي زندگي، به غير توصيفي و غير ارجاعي بودن باورها و گزارههاي ديني معتقد است. او گزارههاي ديني را داراي مصداق عيني نميداند. چون ارجاع به واقع را مختصّ گزارههاي علمي ميداند. وي با بيان ديدگاه درونگرايانهي خود در باب توجيه گزارههاي ديني، سعي دارد تا با تأكيد بر جنبهي عملي دين، آن را از انتقادات تجربهگرايانه و عقلاني حفظ كند. او با نفي جنبهي نظري و واقعي دين، به نظريهاي ناواقعگرايانه در باب دين ميرسد. اين نظريه منجر به نفي مفاهيم متافيزيكي از جمله مفهوم «خدا» ميشود.وي پس از بيان ديدگاه خود در باب گزارههاي ديني، به بيان تفسيري جديد از اين گزارهها ميپردازد. تفسيري كه با اعتقادات متدينان در تعارض است. انتقادات و اشكالاتي در باب نظريه ناواقعگرايانه و ناشناختارگرايانهي وي و تفسير جديد او از مفاهيم و گزارههاي ديني در قالب چهار عنوانِ بررسي ناسازگاري دروني، بررسي ناسازگاري بيروني، عدم كفايت ادلّه، نقد زبانشناختي بيان شده است.مهمترين نقدها در محورهاي چهارگانه يادشده عبارتند از: تناقض در تبيين او از اطلاق ذات الوهي با وابسته كردن آن به تعالي دروني و اخلاقي متدينان. ضمناً روح حاكم بر ايمانگرايي وي كه به نفي واقعيت الوهي منجر ميشود، در تعارض با اصول و نحوه زندگي متدينان در تمام اديان است. لذا ايمانگرايي وي عملاً با الحاد تفاوتي ندارد. ضمناً غالب منتقدان فيليپس اعتقاد دارند: اولاً. درونگرايي افراطي وي در خصوص بازيهاي زباني با ديدگاه ويتگنشتاين در تعارض است و همچنين حدود و ثغور بازيهاي زباني و نحوهي ارتباط آنها با يكديگر در نگاه فيليپس مبهم و نامبيّن ميباشد. يكي از نكات مهم ديگر در انتقادات آن است كه وي اولاً در تبيين دين و عناصر مهم ديني مانند خدا، پرستش و دعا دچار مغالطه تحويلگرايي شده است و ثانياً ميان معناداري و صدق و توجيه در گزارههاي ديني خلط كرده است.
-
تاريخ نمايه سازي
1395/01/23
-
شماره ركورد
31101
-
لينک به اين مدرک :