-
شماره راهنما
17730پ
-
پديد آورنده
لطفيزاد، روح اله
-
عنوان
بررسي نقش و عملكرد احزاب سياسي در دوران پهلوي دوم (1332-1320 هـ.ش.)
-
عنوان به انگليسي
Investigation of the role and function of political parties during the second Pahlavi era(1942-1953)
-
مقطع تحصيلي
دكتري
-
رشته تحصيلي
مدرسي معارف اسلامي
-
محل تحصيل
مركز تحصيلات تكميلي
-
سال تحصيل
1393
-
وضعيت پايان نامه
عالي
-
مشخصات ظاهري
298ص
-
استاد راهنما
حاتمي، محمدرضا
-
استاد مشاور
جمشيديراد، محمدصادق؛ شاه علي، احمدرضا
-
كتابنامه
282-297ص
-
توصيفگر فارسي
احزاب سياسي، دوران پهلوي
-
شناسه هاي افزوده
دانشگاه پيام نور/ مركز تحصيلات تكميلي
-
چكيده
در سالهاي 1320 تا 1332 هـ.ش. همزمان با بركناري رضا شاه توسط نيروهاي خارجي و اشغال ايران توسط متفقين، سياست و حكومت در ايران در جهت تكوين ساخت دولت مطلقه در سالهاي بعد از سقوط حكومت پهلوي دچار گسست گرديده بود كه اين مسئله سبب پراكندگي منابع قدرت شد. در اين سالها به سبب پراكندگي مراكز قدرت، ميزاني از مشاركت و رقابت سياسي در بين اليتهاي شهري ايجاد شد. نيروهاي سياسيِ سركوب شده در دوران رضا شاه به ويژه خوانين، رؤساي قبايل، روحانيون و اشراف سنتي، همراه با نيروهايي كه در دوره حكومت رضا شاه در خفقان و تبعيد به سر ميبردند در اين دوران آزاد شدند. با از ميان رفتن تمركز منابع سياسي، نوعي پلوراليسم در ساخت قدرت پديدار شد. از نشانههاي اين تكثر، اعلام موجوديت احزابي متعدد بود كه ميتوان آنان را به چهار نوع تقسيم نمود: احزابي با گرايش چپ نظير حزب توده، حزب پيكار، حزب جنگل يا اجتماعيون، حزب سوسياليست، جمعيت سوسياليست تودهاي ايران و حزب رهايي كار و انديشه. احزاب ملي گرا نظير جبهه ملي، حزب ايران، حزب پانايرانيست، حزب ملت ايران، جبهه ملي، حزب زحمتكشان ملت ايران، حزب ميهنپرستان و حزب ميهن اشاره كرد. احزاب مذهبي مانند حزب سعادت خوزستان، فناناپذير بابل، اسلام شاهرود، ايمان كرمان، برادران شيراز، حزب الله شيراز انجمن تبليغات اسلامي، اتحاديهي مسلمين، جامعهي تعليمات اسلامي و جمعيت فداييان اسلام. و نهايتا احزابي كه وابسته به خاندانهاي زميندار و ذي نفوذ بودند مانند حزب عدالت، حزب اتحاد ملي، حزب دموكرات، حزب ملت، حزب ايران نو. با اين همه، شكلگيري احزاب متعدد كه خود يكي از ابزارهاي مهم دستيابي به توسعه سياسي هستند در اين برهه از تاريخ كارگر نيفتاد و نوع عملكرد احزاب در اين دوران، پيش و پس از آن، همواره يكي از اصليترين عوامل بروز بياعتمادي و بدبيني به نقش احزاب در عرصههاي مختلف جامعه ايران بوده است.در اين پايان نامه سعي بر آن است تا به پرسش اصلي" علل ناكارآمدي احزاب در ايران دوره 1320تا 1332 هـ.ش. " پاسخ داده شود؛ پاسخي بر اساس روش " تجزيه و تحليل دادهها"كه در وهله اول، ارائه توصيف، حتي المقدور منقّح و معتبر از وقايع تاريخي ودر گام بعدي تبيين و تفسير توأمان آن رويداد صورت پذيرد؛ لذا در پژوهش حاضر، عملاً تركيبي از توصيف و تبيينِ تاريخي شكل خواهد گرفت. روش و ابزار گرد آوري اطلاعات نيز با بهرهگيري از كتب، مقالات، و اسناد موجود در كتابخانههاي مختلفو آرشيوهاي مكتوب و رقومي نشريات كشور و گزارشهاي مراكز اسناد و مصاحبه با اصحاب داراي تجربيات تاريخي مي باشد؛ همچنين دادههاي لازم تاريخي از تحليلهاي انجام شده، اسناد و مدارك موجود كتابخانه اي، مقالات، خاطرات مصاحبهها، نامههاي افراد سياسي جمع آوري ميگردد.يافته اصلي اين پژوهش علت اصلي ناكارآمدي احزاب در دهه 20 يعني فقر فرهنگ سياسي مي باشد كه خود در محور هاي مختلفي همچون بيگانگي و عدم شناخت درست از مردم و جامعه اسلامي، شيفتگي و تمايل به تمدن غرب بدون در نظر گرفتن فرهنگ و بافت زندگي ايراني، آمريت و اقتدارگرايي در مقابل قانونگرايي، منطق غير مشاركتي در برابر فرهنگ مشاركتي، انقياد طلبي و انسداد گفتماني و رفتاري در مقابل تساهل و مدارا، اعتقاد به تئوري توطئه در مقابل واقعگرايي، تقديرگرايي در مقابل خردورزي، جزم انديشي، نقدناپذيري، مطلق انگاري، شعارزدگي، بي عملي و كلي گويي، ترجيح منافع فردي و جناحي بر منافع ملي، آمريت و قانون گريزي و ضعف پايبندي به قانون، فقدان مجال لازم براي نخبگان مستقل، عدم استقلال نخبگان و وابستگيهاي آنان به قدرت و دولت.قابل نقد و بررسي مي باشد.
-
تاريخ نمايه سازي
1393/11/06
-
شماره ركورد
25077
-
لينک به اين مدرک :